شبه قاره هند، بویژه کشور پاکستان، در طول تاریخ، یکی از حوزه های اصلی نفوذ فرهنگ، ادبیات و زبان فارسی به شمار می رفته و مردم این سامان همواره به فرهنگ ایرانی و زبان و ادبیات فارسی علاقه مند بوده اند. این تعلّق خاطر فرهنگی، موجب اشتیاق عمومی نسبت به فراگیری و به, تبع آن، انباشت تجربه تاریخی در زمینه آموزش زبان و ادبیات فارسی در این منطقه بوده است. در دوران معاصر، بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز سیاست های کلان فرهنگی بیش از پیش به تعمیق روابط فرهنگی و گسترش زبان و ادبیات فارسی در این منطقه معطوف گردید و همین امر موجب شد تا آموزش زبان و ادبیات فارسی، رشد بی سابقه ای در این کشور داشته باشد. با عنایت به این که هرگونه سیاست گذاری جدید در این زمینه، نیازمند کسب اطلاعات دقیق از وضعیت کلی آموزش زبان و ادبیات فارسی در این کشور است، این پژوهش با بهره, گیری از روش آمایشی و توصیفی –,تحلیلی، کوشیده است تا وضعیت مراکز، روش ها، دوره ها و منابع آموزش زبان و ادبیات فارسی را در پاکستان بررسی و تحلیل نماید. نتایج حاصل از تحقیق نشان می, دهد که افزون بر مراکز دانشگاهی دولتی و خصوصی، خانه فرهنگ و برخی حوزه های علمیه و مؤسسات خصوصی، با استفاده از روش های حضوری، مجازی، مکاتبه ای و ادبیات محور، به امر آموزش زبان و ادبیات فارسی اشتغال دارند و دوره های کوتاه مدت و بلند مدت خود را با استفاده از منابع تهیه شده در داخل ایران یا در کشور پاکستان (که در متن مقاله به تفصیل معرفی شده است) برگزار می نمایند. بررسی های آماری نشان می دهد که انگیزه های فرهنگی در فارسی آموزان پاکستانی بیش از سایر عوامل انگیزشی، آن ها را به فراگیری زبان فارسی ترغیب می کند و بسامد فراگیرانی که تمایل دارند، زبان فارسی را در کشور ایران بیاموزند، به, صورت معناداری بالاتر است.